به بهانه ی تولدت

چه خوش است روزِ امدن ِ ستاره ام را جشن گرفتن

چه خوب است در هوای ِ بودنِ تو نفس کشیدن

انانکه رفتنت را دیدند گمان کردند برای امروز دیگر نفسی نمی ماند

خدایمان نفسی داد که امروز برای امدن ِ فرشته اش بنویسم

شاید نفسم از سر ِ دلسوزی بود که عطایش را نگرفتند

و شاید دیوانه ای را دیدند که ارزشِ رها شدن نداشت

هرچه بود قسمتم هنوز تا روز میلادت ماندن است , تمامش فدای یک لحظه شاد بودنت

ارزو داشتم برای روزت از برگهای ِ ماه امدنت فرشی بسازم ستاره های اسمان را چراغ راهت کنم و ماه را فقط برای تو فقط تو هدیه بیاورد

ولی هرچه فکر کردم دیدم ارزوی من دیگر حرام است

فقط برایت گفتم گفتم گفتم تا امروز بشنوی

برایت ارزو کردم ارزو کردم ارزو کردم که خدایت شب ِ تولدت تمامه ستاره های اسمانت را روشن کند تا مبادا  ستاره ای خاموش دلت را بيازارد

ارزوی محال کردن برای تو کم است می دانم اما ماندن من هم برای امشب محال بود ولی هستم !

ورودت مبارک محبوبم

 

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 به بهانه ی تولدش:

پ.ن:سايه ی سکوت (۲۵/۶/۱۳۸۴)): عشق بزرگترين نفرينی که می شه در حقه کسی بکنين.

يه ادم تنها: عشق قشنگترين نفرينی که می شه کسی در حقت بکنه و دنبال حق و ناحق بودنش نبودو سوخت و ساخت.

  
نویسنده : يه ادم تنها ; ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ٢٤ آذر ۱۳۸٤
تگ ها :