بهاری به رنگ پاييز

امسالم تموم شد 365 روز گذشت.من حتی نمیدونم عید کی هست فقط می دونم هفته ی دیگه ی...امسال هم گذشت ولی سخت..همه می گن تجربه بدست اوردن تا سال بعد با این تجربه ها بهتر با شه ولی امسال واسه ی من تجریه نبود فقط خیلی چیزا معنی شد مثل سختی؛ دروغ, انتظار, تنفر, اتهام, محکوم شدن, خودخواهی, و..خیلی چیزای دیگه ..و یه چیز یاد گرفتم دروغ اگه می خوام متهم به کار نکرده نشم اگه می خوام بدون رنجش دیگران زندگی کنم...سالهای بعدو باید واسه اونچه که امسال وجودم از بین برد بگذرونم و..همه سال خوبی داشته باشین...

 

 

نازنینم بهار در راه است

شادی همه جا موج می زند

و من نگاهم در راهیست که تو در ان رفتی

انتهایی که تو بودی

و اینک در نبود تو غمم بی انتها شده است

قسمتت زیبا شد

قسمتی که من بی اراده انرا ساختم

و تو اینک در جایی هستی که حتی یادی از من نمی کنی

تو را فرشته ی زندگیه شیطانی کردم

شیطانی که برای من شیطان شد و برای تو همه چیز

من نیز شیطانی شدم

ولی افسوس که دیر شده بود

دیدن او با تو اورا برایم شیطانی کرد

و مرا بی تو بودن شیطان کرد

نفرین بر .........

26/12/83

  
نویسنده : يه ادم تنها ; ساعت ٥:٢۸ ‎ق.ظ روز ٢۳ تیر ۱۳۸٤
تگ ها :