خداوندا:

ان زمان که مرا خلق کردی

ان زمان که خاک مرا با عشق سرشتی

ان زمان که نام ادم بر من نهادی

ان هنگام که مرا اشرف مخلوقات نام نهادی

ان هنگام که از روح خود در من دمیدی ((نفخت فیه من روحی))

ان هنگام که به تمامی فرشتگانت دستور دادی مرا سجده کنند

و ان زمان که ابلیس از گوش دادن به امرت سر باز زد

دران هنگام او را برای یک بار اطاعت نکردن امرت از درگاهت راندی

اینک من نیز شیطانی شده ام که تو مرا از درگاهت نمی رانی

اینک من که ادم نام نهادی در بالاترین قله قرار دادی خود را به پست ترین نقطه پرتاب کردهام

و خود را هم ارز حیوانات قرار دادم

خداوندا مرا دریاب بار دیگر هرچند که می دانم اگر مرا رها کرده بودی اینک حتی نامت را فراموش کرده بودم

خداوندا مرا از حیوانیت دور کن و به انسانیت نزدیک

خداوندا من نمی توانم همانند حوایی باشم که برای پذیرفته شدن به درگاهت چهل سال توبه کنم

خداوندا من نمی توانم همچون ادمی باشم که سالاها بی هیچ سرپناهی استغفار کنم

اما توانستم همانند ابلیس شوم و از امرت سر باز زنم

اما تو رفتاری مشابه ابلیس با من نکردی

رفتاری مشابه ادم و حوا با من نکردی

تو برایم از هر مادری مهربانتر و از هر پدری باگذشت تر بودی

و اینک این منم که چیزی جز شرم از تو ندارم

خداوندا دعایم اینست به ابلیست امر کن مرا رها کند و یا نیرویی برای مبارزه با ابلیس به من عطا کن

9/1/84

  
نویسنده : يه ادم تنها ; ساعت ٥:۳۸ ‎ق.ظ روز ٢۳ تیر ۱۳۸٤
تگ ها :