عادت!

چرا هنوز دلم به نبودنت برای من عادت نکرده...

هنوز هم بهونه ی تورو می گیره....

بهونه گیر نبودم یادته!

بد عادت نبودم یادته!

هنوزم اضطراب حرف زدن با تو با منه...

هنوزم گاه و بی گاه توی این روزای دوریت دنبال نگاهت هر جا می ره.

هیچ وقت بی دلیل نگاه نمی کردم کاری که این روزا زیاد می کنم!

هیچ وقت احساس خالی بودن نمی کردم چیزی که این روزا زیاد باهام کلنجار می ره!

توی جوابهام خیلی وقته گم شدم کاش جوابی پیدا می کردم.....

کاش لااقل تو جوابمو می دادی؟!

 

  
نویسنده : يه ادم تنها ; ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ روز ٥ امرداد ۱۳۸٤
تگ ها :