سلام...مدت زيادی شايد نيام...شايدم واسه هميشه نيام...خسته شدم اينقدر که هر چی ديدم و چشم روش بستم امروز چيزی ديدم که بايد چشم رو زندگی می بستم...ولی...از همه چی متنفرم حتی ادما.....

از همه معذرت می خوام که جوابشونو نمی دم...به دعای هيچ کسم احتياج ندارم ...

2/12/83

  
نویسنده : يه ادم تنها ; ساعت ٥:٢٢ ‎ق.ظ روز ٢۳ تیر ۱۳۸٤
تگ ها :