هر چی دنبال خودم می گردم بیشتر گم میشم.هر چی بالاتر میرم احساس فروشدن بهم دست می ده.هرچقدر بیشتر نگاه می کنم بیشتر دلم برای خودم تنگ می شه.هرچقدر دست و پا میزنم بیشتر احساس خفگی می کنم.جایی برای حرف زدن نیست.کسی هم برای گوش دادن نیست.اصلا حرفی نمانده. هی بغض می کنم نه اشک می شودنه پایین میرود. دلم جایی برای سکوت می خواهد.جایی برای نبودن.

/ 4 نظر / 12 بازدید
لاله

هلال یا لاله ... مگه فرقی هم می کنه ... فقط بستگی داره از کدوم طرف بخونی اش ببینی اش بشناسی اش ... یادت هست درد دل های شبونه ؟ ... وبلاگت یه مدت کامنت هاش بسته بود ... می اومدم ... می خوندم ... می رفتم ... خلاصه به یادت بودم و هستم دوست من ... خوشحالم از دوباره خوندن ات و دوباره نوشتن برات ...

لاله

می دونی من چی یاد گرفته ام ؟ هر چی بیشتر بدونی ، همون اندازه تنها تر هستی ... هر چی قوی تر باشی همون قدر بیشتر هوس می کنند بشکنند ات ... هر چی محکم تر باشی شکستن ات سخت تر هست و دردش بیشتر ... هر چی دورتر باشی بیشتر دوست دارند بدست بیارند ات و هر چی نزدیک تر باشی دوست دارند دور ات کنند ...

مارال

سلام عزيزم خوبي ؟ خوشي ؟ كجائي ؟ منكه خيلي فرصت ندارم اما هر وقت هم كه ميام شما رو نمي بينم . دلمون تنگيد برات عزيز . نبينم تنها باشي . من هستم عزيزم .گوش ميكنم . به روزم . آسموني باشي .

امیر

سلام. وبلاگ جالبی دارین. بهتون تبریک میگم. خوشحال میشم به منم سر بزنین اگه دوست داشتین تبادل لینک کنیم منو با اسم "عصر مطلب" لینک کنین و توی نظرات بلاگم خبرم کنین